دلم عجیب کسی را میخواهد که مرا با خودش ببرد
به روزگاری که روز را به شب نرسانم که مجبور باشم شب را تا صبح بیدار بمانم..
من را با خودش به دورررهایی ببرد که هرگز راه برگشتی در آن نباشد...
نباشد که...
تنم در آتش اربده های یک زن خاکستر شود...
دلم عجیب رفتن میخواهد....
ما را در سایت غزل تا تو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 0